طبیعت و گرایش جنسی‌ متفاوت

چطور می‌توان به سهولت و قابل فهم از گرایش جنسی‌ متفاوتی با آدمها صحبت کرد وقتی‌ آنها در کوچه ،خیابان و پارک‌ها به EBIABI1گیاهان و حیوانات آزار و آسیب میرسانند و برخی‌ از آنها را ناپاک میشمارند و به آسمانهای دور دست بیشتر از خاک زمین نزدیک ،چشم می دوزند و چیز‌های کاملا طبیعی را از هر آنچه که غیر طبیعی است ،تفکیک نمیدهند و نمی‌خواهند هرگز دوست داشته باشند و از دیگران توقع دارند و مجبورشان میکنند که دوستشان بدارند و در تصورات و خیالات و باور‌هایشان ،بیهوده و پوچ میشمارند تمام آن پدیده‌های جهان هستی‌ را که خارج از فهم و ادراک آنها قرار گرفته اند و یقین دارند که تمامی‌ نوع بشر ،تنها و تنها برای چیدن یک سیب توسط زنی‌ تا ابد محکوم به داوری و تقاص خواهد بود ؟

ابی آبی

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید

پدر و مادرا و جامعه پزشکی‌

خیلی‌ جالبه که پدر و مادرا به جامعه پزشکی‌ این همه احترام و اعتماد دارند ،چونکه قبل از شروع زندگی‌ و انتخاب همسراشون و داشتن رابطه بهتر با اونها ، بخاطر بچه دار شدن و رشد بهتر و سلامت و تربیت بچه‌هاشون و واسه هر سر ماخوردگی یا درد ساده و پیچیده‌ای که بچه‌ها یا خودشون بهش مبتلا میشند ،فورا با پزشکان مشورت میکنند و یا نظریاتشون رو توی هر کتاب ،مجله و یا وب.سایتی مطالعه میکنند ولی‌ خیلی‌ جای تعجب داره که همین پدر و مادر‌ها ،همینکه از همجنسگرایی بچه‌هاشون با خبر میشند ،دیگه به جامعه پزشکی‌ اعتماد نمیکنند و واسه مشاوره و راهنمای گرفتن ،یک راست به مکان‌های مذهبی‌ میرند و با آدمای اونجا مشورت میکنند.ebiabi

ابی آبی

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید

وقتی‌ که بابام خدا بیامرز شد

وقتی‌ که بابام خدا بیامرز شد ،همه برگشتن و بهم گفتن مرد خونه … EBIABI 1منم درس و مدرسه‌ام رو ول کردم و شدم بابای آبجی‌ و داداش کوچیکم … وقتی‌ ام مادرم پا به سنّ گذاشت و همه بچه هاش رفته بودن پی‌ خونه زندگیشون ،شدم بابای مادرم و دست تنهایی تر و خشکش کردم که آب توی دلش ،قد یه نخود ام تکون نخوره … آبجی‌ و داداشم که به سلامتی‌ بچه دار شدن ،گاهی که دستم میرسید ،واسه اونها هم بابایی می‌کردم و نمی‌ذاشتم که زندگی‌ ،دست زمختش رو روی سر و صورتشون بکشه … بعدش‌ام که جنگ شد و رفتم یه چند مدتی‌ واسه خاک کشورم جنگیدم که نکنه یه تیکه کوچیک‌ام ازش نسیب دشمنا شه و رو سیاهیش نسیب بقیه ،ولی‌ مچ پای راستم که که رفت رو مین ،برم گردوندن خونه … آدم که تنها می‌شه ،به خیلی‌ چیزا دل می‌بنده ،ولی‌ این وسط یکی‌ هستش که هروقت پیش آدمه ،انگاری که خود برگه مرخصی رو امضا شده دست آدم دادن … آره ،من زن نگرفتم ولی‌ بابای خیلی‌‌ها شدم ؛بابای مادرم ،بابای خواهرم ،داداش کوچیکم ،بچه هاش و حتا بابای مردم کشوری که توش زندگی‌ می‌کنم … ولی‌ وقتی‌ قرار شد که واسم زن بگیرن و به قولی‌ سر و سامونم بدن ،صادقونه برگشتم و بهشون گفتم که همجنسگرام ،اونوقت همه شون بهم خندیدن و دیگه توی جمع‌هاشون راهم ندادن و با اسمای زنونه صدام میکردن؟ … آره خوب ،من درس خونده نیستم ،،احترام همه شون ام خداییش مثل نون شب واسم واجبه ،ولی‌ مطمئن‌ام که یه جایی ،لای کتابای فارسی بچه گی‌‌ هامون ،واسه تعریف یه چیزای مثل مردونگی ،زنونگی و صداقت ،بایستی‌ خیلی‌ کم و کسری داشته باشه .

ابی آبی

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | 2 دیدگاه

به مناسبت ۸ مارس ،روز جهانی‌ زن

مادرم همیشه میگفت که یک زن بایستی خوب دویدن رو درست از همون وقتی‌ شروع کنه که توی مدرسه‌ها براش جشن EBIABI2تکلیف میگیرند‌ تا بتونه همیشه پاهای سالم و قوی داشته باشه ،چون هر روز که خورشید طلوع میکنه ،مجبوره دوبرابر مرد‌های هم وطن اش بدوه تا بتونه آخر شب خودش رو به خط پایان برسونه … و اگه یک زن گیلانی ،کرد ،لر ،ترک ،بلوچ ،عرب و امثال اون باشه ،بایستی که پاهای قویتری هم داشته باشه ،چون مجبوره درست دوبرابر زنهای دیگه بدوه که می‌شه دقیقا چهار برابر مردهای وطنی … و اگه یک زن *لزبین یا همجنسگرا* باشه ،بایستی پاهاش خیلی‌ خیلی‌ قویتر باشه ،چون مجبوره که فقط شبها و تا قبل از روشن شدن هوا ،چهار برابر زنهای هم وطن اش بدوه تا بتونه به اون خط پایانی برسه که روزها اجازه دیدنش رو دیگران ازش میگیرند ،یعنی‌ دقیقا هشت برابر مرد‌های وطنی … واسه همین ،مادرم همیشه دخترهاش رو تشویق میکرد که از همون کوچکی ،توی یک باشگاه ورزشی خوب ثبت نام کنند و هر روز یا شب ،قبل از بیرون رفتن از خونه ،پاهاشون رو هم چک میکرد که خدای نکرده از پاهای خودش کوچکتر نباشند.

به مناسبت ۸ مارس ،روز جهانی‌ زن

ابی آبی / IRQR

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید

زندگی‌ چقدر میتونه غمگین و ترسناک باشه …

زندگی‌ چقدر غمگین و ترسناکه در میان ملتی که حتی نمی‌پذیرند دقایقی را صبورانه ،برای شنیدن حرف مردانی بنشینند کهEBIABIEDAM صمیمانه و بیولوژیک به هم دل می‌بندند اما ساعتها ،با اشتیاق و خانوادگی برای تماشای مردانی سر پا می‌‌ایستند که طناب‌های دار را با تعصب و بی‌ رحمانه ،برای مردانی دیگر مرتب و آویزان میکنند.

ابی آبی

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید

همجنسگرایی / تصویر.نوشته

11111111111111111111111111111111111111111111مردم ،فرهنگ ،اقوام ،باور‌های دینی و ادیان رسمی‌ و غیر رسمی‌ ،احزاب سیاسی و رؤسای کشورم ،هیچ وقت نمی‌تونند به خودشون ببالند و ادعای صلح و دوستی‌ ،آزادی و دموکراسی ،حقوق بشر و جامعه آرمانی‌ و … کنند وقتی‌ که به راحتی‌ ،غرض ورزانه و با دلایل غیر علمی‌ و جاهلانه ،در دل والدین فرزندان همجنسگرا ،تخم کینه و نفرت نسبت به اونچه که بچه‌هاشون در داشتن‌اش هیچ انتخاب و گزینشی به عمل نیاوردن ،میکارند و دلهاشون رو نسبت به هم سنگین میکنند.

ابی آبی

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید

آن‌ مرد می‌‌آید

آن‌ مرد می‌‌آید.EBIABI
آن‌ مرد با اسب سفید می‌‌آید.
آن‌ مرد ‌،سبدی پر از سیب سرخ خورشید در دل دارد.
آن‌ مرد زیر ابر و آفتاب می‌‌آید.
آن‌ مرد ،فرزندی همجنسگرا دارد.
آن‌ مرد ،فرزند همجنسگرای خود را دوست می‌‌دارد.

ه_ ،هم_ ،همجنس_ ،همجنسگر ،همجنسگرا.

IRQR / ابی آبی

نوشته‌شده در دسته‌بندی نشده | دیدگاهی بنویسید